X
تبلیغات
عــاشق منتــــظر

عــاشق منتــــظر

اگه کسی به دل نشست نشستنش مقدسه ، حتی اگه تورو نخواست نفس کشیدنش بسه

مگه دوست نداشتم مگه عاشقم نبودی

 

 دارم از غصه می میرم دیگه خسته شدم

ای کاش بفهمی که داری باهام چیکار می کنی

ای خدا ازت گله دارم خداااااااااااااااا چرا نمی شنوی دارم داغون میشم

آخه من به کی بدی کردم با احساس کی بازی کردم که اینجوری باهام بازی میشه

ای خدا مگه قرارمون نبود تو دار دنیا من دل بدم به یکی تو هم دلمو نشکنی من هر چی گفتی اطاعتت کردم

می دونم گناهکارم ولی آخ تو خدایی بشنو صدامو

ای بی وفا یارم ای بی وفا ای که حتی نگاهتو ازم دریغ می کنی

اون روز وقتی دیدمت مثلا خواستم بهت بفهمون بودن ونبودنت واسم فرقی نداره .......

ولی داره واسم داغونم می کنی وقتی می بینم اونی که لحظه ای باهم بودن رو هم غنیمت می دونست حالا نگاهشو ازم می دزده

بفهم دیوونه بفهم

به خدا داری بدجوری دلمو می شکنی

هر روز و شب با هرکاری خودمو مشغول می کنم

می خوام به خودم بگم که اون مهم نیست می تونم با بهتر از اونا باشم ولی نمیشه نمی تونم

عزیزم آخه چرا باید اینجوری بشه مگه عاشقونه نخواستیم همدیگرو

کاش بفهمی که هر شب اشکام رو چشمامه

چرا فکر غروم نیستی پیش کوچیک و بزرگ خرد شدم وقتی کوچیکتر از خودم تو خونه حاله منو می بینه هچین نگاه های سنگینی بهم میکنه که می خوام خودمو بکشم می خوام بمیرمو نشونم حرفاشو که میگه نمی خوادت مگه زوره

ولی اون نمی فهمه که یه روزی عاشقونه منو خواستی عاشقونه تا سحر اس ام اس زدی .....

بفهم که  بی تو زندگی واسم بی ارزش شده

بفهم اگه بهت اسی نمی زنم این نیست که تونستم راحت فراموش کنم روزای باهم بودن رو نه ...

فقط جرائت نمی کنم می ترسم

یارم بفهم چقدر سخته بی تو سر کردن

بفهم بفهم بفهم

ای کاش بفهمی وقتی اطرفیانمو می بینم وقتی میبینم اون محبتی رو که من بهت کردم نمی کنن به یارشون وقتی میبینم اونجوری که من عاشقتم نیستن اونا ولی من بی کس وتنهام  اما

اونا یارشون همچین باهشون رفتار میکنه که ......

بفم واسه من مغرور بلند پرواز سخته دیدن این صحنه ها

حسودیم میشه آره من حسودم

من فقط واسه تو غرورمو همه چی مو گذاشتم زیر پام

مطمئنم که حداقل اینو فهمیدی که من مغرور به هیچ احد والناس سر خم نکردم

برگرد عشقم برگرد

آروم آروم دارم از دست میرم عشقه من کاری کن

۹ما شد جدایی ولی دریغ از این که من یه لحظه فراموشت کنم

و به امید این تک جمله زندم

اگه می بینی نمی تونی کسی و فراموش کنی حتما اونم نمی تونه که اینجوری به یاده همین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 12:15  توسط تنها  | 

با یادت چه کنم

 

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو

بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم

تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی

توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی

آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته

بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته

چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو

آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو

دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده

چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو

بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم


 

قلبم را شکستی به این امید که بیزارم کنی اما افسوس که بیش از پیش دوستت دارم .
 
می دانم که اتش عشقتو مرا خواهد سوزاند و خاکسترم را بر باد خواهد داد ولی وقتی
 
 که باد ارام گرفت و خاکسترم بر جای ماندباز برروی ان خواهم نوشت:
 

                                                          دوستت دارم تنها عشقم


عزیزترینم می دونم هنووزم قلبت واسم می تپه و دوسم داری می دونم حرفهایی رو که دم آخر زدی واسه شکستن دل من بود که فراموشت کنم

فراموشت نکردم

نمی  تونم که بکنم

تنها امید زندگیمی

یادته گفتی ازدواج کن تا منم بتونم فراموشت کنم یعنی تو هم نمی تونی فراومشم کنی

همیشه منتظرتم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 0:28  توسط تنها  | 

دوری چقدر

سلام عزیزم

خوبی؟ شاید بگی دیگه به تو ربطی نداره.. ولی میمیرم اگه بشنوم این کلامو

بهترینم تنها دلیل زندگیمی

به خدا سخته دوریت

نمی تونم با گذشت ثانیه ها بیشتر دلتنگت میشم

به خودم میگم فراموشش میکنم ولی هر لحظه خاطراتمون بیشتر میاد جلوی چشام

ای کاش برگردیم به همون روزا

عزیزم روزای بدون تو و فکر آینده بدون تو دیوونه ام میکنه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 17:4  توسط تنها  | 

دوباره برگشتم فراموشی کار من نیست

 

چند وقتی بود میدیدی که آپ نمی کنم

می خواستم این وبلاگ رو حذف کنم

ولی ... نشد نتونستم

می خوام این بار درد و دلامو واست بنویسم

عزیزم بهترینم نمی تونم فراموشت کنم

افلاطون میگه اگه نتونی کسی رو فراموش کنی مطمئن باش که اونم نمی تونه فراموشت کنه !!

به امید همین تک جمله زندگی میکنم

امیدوارم  نشه که فراموش کنی نشه که از هم تا ابد جدا بمونیم

عزیزم می دونم که دوسم داری

برگشتم دوباره به وبلاگ تا بنویسم از روزایی که نیستی

بنویسم چقدر سخته که نباشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 23:39  توسط تنها  | 

فقط بگو دوست دارم

 

اگه بگی دوست دارم , دنیا تو زیبا می کنم

هر چی کویره خسته ی , واسه تو دریا می کنم

اگه بگی دوست دارم , نفس می شم برای تو

تا آخره راه می مونم , عاشق نمی شم جونه تو

اگه بگی دوست دارم , همراهه زندگیت می شم

تو شادی ها و غصه ها , رفیق تنهاییت می شم

اگه بگی دوست دارم , خودم رو می کنم فدات

تو جاده های بی کسیت , می شم یه همسفر برات

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 21:1  توسط تنها  | 

چشم به راهتم

 

به آسمون نگاه كن، براي ما مي باره

براي ما كه امشب جدا شديم دوباره

توی خونه اي كه نيستي چه سخته بی تو بودن

زمونه ي لعنتي تو رو گرفته از من

سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت

بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت

نگو جدايي ما بازي سرنوشته

نگو كه قصمونو خود خدا نوشته

اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟

تو رفتي و نديدي اون كه شكسته منم

سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت

بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت

به من نگو كه گريه تلخه شگون نداره

نگو بزار آسمون به جاي ما بباره

اون كه شكسته منم سرت سلامت عزيز

به ياد عشقمون باش تو فصل زرد پاييز 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 22:57  توسط تنها  | 

من و تو یعنی عشق!

بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم...

 من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!

 تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....

 تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...

 تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...

 من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان...

 من برای تو ، تو برای من ، ما برای هم ، چقدر قشنگ است این عشق من و تو....

 تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو ....

 تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو....

 تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو...

 تو اسیری در قلبم ، خیلی عزیزی برایم ، باور کنی ، باور نکنی برایت میمیرم!

 بیا در میان عاشقان دیوانه ترین باشیم ، ما می توانیم برترین باشیم....

 تو دنیای من ، من دیوانه تو ، تو بمان تا بگویم همه زندگی ام فدای تو....

 من و تو در میان عاشقان عاشقترینم ، من و تو از عشق بالاترینیم....

 عشق بدون تو عشق نیست ، این زندگی بدون تو زیبا نیست....

 با تو شادم ، بی تو پریشانم ، با من بمان تا همیشه لبخند عشق بر روی لبانم باشد...

زیباترین لحظه زندگی ام با تو ، قشنگترین خاطره هایم در کنار تو ، زندگی ام ، عشقم ،  نفسم فقط تو!

 اینهمه احساس عاشقانه تقدیم به تو ، این قلب کوچک و بی طاقتم فدای تو ، یک دنیا

 عشق و محبت برای تو ، یک کلام پرمحبت دوستت دارم عزیزم از طرف عشق تو....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 19:48  توسط تنها  | 

یاد داری . . .

یاد داری . . . .

بارها گفته بودی از دام دوست کی کنم فکر جدایی؟

گفته بودی نیست پایان دوستی ما تا خدا دارد خدایی!!

گفتم از این ترس دارم کز محبت روی پوشی

ساغر دوستی ننوشم از دلت مهرم زدایی

خنده مستانه کردی و در چشمم نگاه کردی و گفتی ؟

کم بگو از بی وفایی و از جدایی

 

حال این منم تنها اسیر درد هجران

حال این منم بیگانه زهر آشنایی

 

عزیزم برگرد

 

http://ezlaptop.com/?r=403716" target="_blank">http://ezlaptop.com/banner1.gif">>

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 18:50  توسط تنها  | 

به نام خالق زیبا

 

چی می شد توی این دنیای خاکی عشق بین آدما خاکی بود ، آسمونی بود

                                    نه فقط یه هوس!

چی می شد اگه رابطه ها دوام می آورد و به زودی سست نمی شد ، چی

می شد دلامون زود از هم خسته نمی شد

کاش همون حرفهای قشنگ توی روزای اول بین عاشق ها رد وبدل می شد

تا آخر همونجوری قشنگ بود و هیچ وقت تلخ نمی شد !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 22:52  توسط تنها  | 

Happy Valentine

 

 عشق من این روز رو بهت تبریک میگم

همیشه منتظرتم

 

 

 

 

گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت آبروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره

عزیزم هرچند آرزومه ماله من باشی

ولی

باش ، نفس بکش ، زندگی کن و لذت ببر

ولنتاینت مبارک

 

 

عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي

 عزیزم منتظرتم

تنهام نزار

کاش میشد از قلبم تصویری می دیدی تا باورم کنی بی ریا دوست دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 20:7  توسط تنها  | 

التماس

داری  میگذری از من  داری رد میشی آسون

حرفی برات ندارم  بغضمو کردی  پنهون

اشکامو در میاری ولی انگار نه انگار

دستامو بگیر تو دستات برای آخرین بار

یه لحظه چشماتو ببند شاید آره یادت بیاد

همون که بهش گفتی یه روز جای تو هیچکس نمیاد

این شعرعاشقونه نیست یه التماسه خوب من

 

 

خوبرو رو گریه میکنم نشکن منو پسم نزن

چندبار باید به چشمه تو بشکنم آروم بگیری

بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نزاری

دارم به چشمات یاد میدم تا تو بگی دوسم داری

اما من هنوز دوست دارم بدون

اگه حتی قلبتو پس بگیری

اگه مثل اون روزم بهم بگی نمی خوام تو رو می تونی که بری

هنوزم چشماتو میپرستم و بی توهر لحظه درگیر توام

تو خیالم دستاتو می گیرم وبازم احساس می کنم پیش توام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 15:43  توسط تنها  | 

من بی وفاترم یا تو

 

باز یادتو کردم

گفتی بر نمی گردم

باز دلو سوزوندی

من با تو چه کردم

اون روزای آخر یادم نرفته

تو منو شکستی ترکت نکردم

بدون که هرگز از یادم نرفته

اون روزای خوب بودن با تو

آخه خودت بگو بی رحم حالا من بی وفاترم یا تو

می خوام بهت بگم که بی وفا بودی

رفتی عهد و قسمامونو شیکوندی

رفتی  چشم من مونده به راه تو

حالا من بی وفاترم یا تو

 

 

عزیزم منتظرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 15:37  توسط تنها  | 

تنها کس من

 

اونکه یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه عشق واسم می خونه

خیال میکردم یه هم زبونه

نمیدونستم نا مهربونه

با اینکه رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم میسوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هرجا که میرم جلو چشامه

دلم می خواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرحم بزارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمی تونم من طاقت بیارم

نمی تونم من طاقت بیارم

 

عزیزم تو رو خدا برگرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط تنها  | 

نفس خیال

 

چشم به راهت میمانم

وبه شوق فردا که تو را خواهم دید

من وضو با نفس خیال تو می گیرم و تو را می خوانم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 11:43  توسط تنها  | 

نازنینا

 

عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی

 

                                   نازنینا دل من صفحه شطرنج که نیست !

 

 

بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 11:40  توسط تنها  | 

منتظرم

 

خیال نکن بی خیال ازتو و روزگارتم

            به فکرتم

                               به یادتم

                                                       زنده به انتظارتم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 11:26  توسط تنها  | 

خیال

 

تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

                                         آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 0:47  توسط تنها  | 

آروم آروم دارم از یادت میرم

 

آروم آروم دارم از یادت میرم

عشق من کاری بکن دارم از دست میرم

من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم

آخه به عشقت اسیرم

کاش میشد یدفعه فقط یدفعه بگی دوستم داری

ازت چی کم میشه

سرتو رو شونم حس کنم یدفعه، یدفعه ،یدفعه

 

دوست دارم عشق من

عشق من برگرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 15:1  توسط تنها  |